کد خبر 1848572
تاریخ انتشار: ۵ آبان ۱۴۰۵ - ۱۴:۱۷
پینوکیوی کاخ سفید در آرزوی تسلیم اقتصادی ایران

اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا رویکردی مبتنی برجنگ روانی و بلوف‌های سیاسی را جایگزین برآورد عینی کرده است.

به گزارش مشرق، در عرصه سیاست خارجی و تصمیم‌گیری‌های کلان اقتصادی، اعتبار سنجش‌های یک مقام مسئول بیش از هر چیز بر پایه میزان دقت پیش‌بینی‌ها و درک او از واقعیت‌های میدان سنجیده می‌شود.

اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری دولت دونالد ترامپ، طی ماه‌های اخیر زنجیره‌ای از اظهارنظرهای قاطعانه و پیش‌بینی‌های شتاب‌زده را مطرح کرده که تکرار خطاهای محاسباتی و زمان‌بندی‌های غلط در آن‌ها، پرسش‌های جدی را درباره میزان صلاحیت کارشناسی و شناخت او از معادلات ژئوپلیتیک و اقتصادی برانگیخته است.

بررسی اظهارات بسنت نشان می‌دهد که او رویکردی مبتنی بر جنگ روانی و بولد کردن بلوف‌های سیاسی را جایگزین تحلیل‌های عینی کرده؛ شیوه‌ای که بارها در مواجهه با پرونده ایران و حتی در ارزیابی‌های اقتصاد داخلی ایالات متحده با شکست مواجه شده است.

پیش‌بینی انفجار چاه‌های نفت ایران

نمونه بارز این ادعاهای دور از واقعیت در اواخر فروردین ۱۴۰۵ (آوریل ۲۰۲۶) رخ داد. بسنت در تاریخ ۲۲ فروردین ۱۴۰۵ (۱۱ آوریل ۲۰۲۶) با انتشار پیامی در شبکه اجتماعی ایکس مدعی شد که به دلیل تداوم استراتژی مسدودسازی دریایی، مخازن جزیره خارگ در «مبدأ چند روز آینده» کاملاً پر خواهند شد و این امر دولت ایران را ناچار می‌کند چاه‌های نفت خود را ببندد.

این در حالی بود که در همان زمان کارشناسان ارشد حوزه انرژی و مدیران مؤسسات بین‌المللی، از جمله روبن میلز (مدیرعامل شرکت کامار انرژی)، بلافاصله با ارائه داده‌های فنی پاسخ دادند که ساختار زیرساختی و ظرفیت‌های ذخیره‌سازی ایران به مراتب فراتر از تصورات سطحی مقامات واشنگتن است و این رویکرد تنها به ایجاد نوسانات مصنوعی و طولانی‌مدت در بازار جهانی انرژی منجر می‌شود.

سپری شدن آن چند روز و تداوم بدون وقفه صادرات و پایداری چاه‌های نفت ایران نشان داد که بسنت تا چه حد درگیر توهمات شخصی خودش است.محمد باقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی ایران دونالد ترامپ و وزیر او که گفته بودند چاه‌های نفت ایران ظرف سه روز منفجر خواهند شد را به تمسخر گرفت.

او در حساب کاربری خودش در شبکه ایکس نوشت: ««سه روز گذشته و هنوز هیچ چاهی منفجر نشده؛ پس می‌توانیم آن را به ۳۰ روز افزایش دهیم و چاه را همین‌جا به‌صورت زنده پخش اینترنتی کنیم.»

قالیباف افزود:‌ این دقیقاً از همان دست مشاوره‌های بی‌ارزشی است که دولت آمریکا از افرادی مانند بسنت دریافت می‌کند؛ همان کسانی که فرضیهٔ محاصره را هم مطرح کردند و قیمت نفت را به بالای ۱۲۰ دلار رساندند و ایستگاه بعدی‌شان ۱۴۰ دلار است. مسئله فرضیه یا نظریه نیست، بلکه نوع نگرش و ذهنیّت است

جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران , تحریم ها علیه جمهوری اسلامی ایران ,

پیش‌بینی فروپاشی اقتصاد ایران

با شکست این سناریو، بسنت در اواخر تابستان رویه خود را تغییر داد اما بر همان فرمان جنگ روانی باقی ماند. او در تاریخ ۵ مهر ۱۴۰۵ (۲۷ سپتامبر ۲۰۲۶) طی مصاحبه‌ای با شبکه فاکس‌نیوز صراحتاً پیش‌بینی کرد که اقتصاد ایران «احتمالاً ظرف دو هفته آینده فرو خواهد پاشید» و مدعی شد که تنها ۱۵ میلیون بشکه نفت بر روی آب باقی مانده و ایران دیگر چیزی برای مبادله ندارد.

این ضرب‌الاجل دو هفته‌ای نیز در اواسط مهرماه به پایان رسید، اما برخلاف ادعای او مبنی بر زانو درآوردن ساختار اقتصادی ایران، نه تنها فروپاشی ادعایی رخ نداد، بلکه مکانیسم‌های دور زدن تحریم‌ها و پویایی تجارت منطقه‌ای ایران به کار خود ادامه دادند.

این تکرار مکررِ شکست در تعیین موعدهای ساختگی، نشان داد که ارزیابی‌های بسنت فاقد هرگونه پشتوانه علمی است و صرفاً با هدف پمپاژ ناامیدی به بازار داخلی ایران و فریب افکار عمومی آمریکا طراحی شده است. بسنت به تازگی شب گذشته در اظهارنظری عجیب از شهروندان ایرانی خواست تا مالیات نپردازند و برای زمستان سوخت ذخیره کنند.

پیشینه قماربازی

اما ریشه این ناکارآمدی و پیش‌بینی‌های اشتباه را باید در پیشینه حرفه‌ای و چارچوب فکری خودِ اسکات بسنت جست‌وجو کرد؛ سوابقی که نشان می‌دهد او پیش از رسیدن به مسند وزارت، به عنوان یک مدیر صندوق پوشش ریسک (Hedge Fund Manager) و کارگزار بازار مالی شناخته می‌شد و رویکرد او همواره برپایه سوداگری‌های کوتاه‌مدت، قمار بر روی نوسانات بازار و نگاه‌های رادیکال و ایدئولوژیک استوار بوده است تا مدیریت ساختاری اقتصاد کلان.

کارنامه او در دوران فعالیت در شرکت سوروس فاند مدیریت (Soros Fund Management) و سپس تأسیس صندوق سرمایه‌گذاری خود (Key Square Capital Management) مملو از شرط‌بندی‌های پرخطری است که در مواردی با شکست‌های سنگین یا پیش‌بینی‌های غلط در روندهای کلان اقتصادی همراه بوده‌اند.

پیش‌بینی‌های غلط در اقتصاد داخلی آمریکا

این ضعف ساختاری و تفکر غیرکارشناسی در عرصه اقتصاد داخلی ایالات متحده نیز به وضوح خود را نشان داده و به گواهی کارشناسان، برنامه‌ها و پیش‌بینی‌های مالی او برای اقتصاد آمریکا بارها به بیراهه رفته است.

خروج بازار مسکن از رکود

برای نمونه او در فوریه ۲۰۲۵ پیش‌بینی کرده بود که بازار مسکن «ظرف چند هفته» از رکود خارج شد. بسنت ۲۸ فوریه در مصاحبه با بلومبرگ گفت: «بازار مسکن الان گیر کرده، اما انتظار دارم ظرف چند هفته آینده از انجماد خارج شود.» او به عوامل موقتی مثل هوای سرد شمال‌شرق و آتش‌سوزی‌های کالیفرنیا اشاره کرد و پیش‌بینی کرد فصل فروش بهاری باعث رونق شود. در همان زمان، فروش خانه‌های موجود به سطح بسیار پایینی رسیده بود و نرخ وام مسکن ۳۰ ساله بالای ۶ درصد ماند.

آنچه در عمل اتفاق افتاد کاملاً متفاوت بود. فروش خانه‌های موجود که مهم‌ترین شاخص فعالیت بازار مسکن است، هرگز به رونق پایدار نرسید. طبق داده‌های NAR (به عنوان مهم‌ترین سازمان صنفی مشاوران املاک و فعالان بازار مسکن در آمریکا) فروش در سپتامبر ۲۰۲۶ به نرخ سالانه فصلی‌تعدیل‌شده ۳٫۹۹ میلیون واحد رسید که نسبت به سپتامبر ۲۰۲۵ (۴٫۰۸ میلیون) حدود ۲٫۲ درصد کاهش داشت.

در اوت ۲۰۲۶ این رقم حتی به ۳٫۹۳ میلیون واحد سقوط کرد که نزدیک به پایین‌ترین سطح‌ در دو سال ما قبل آن بود. میانگین فروش در ماه‌های ۲۰۲۶ اغلب حول ۴ میلیون یا کمتر نوسان داشت و هیچ‌گاه جهش قابل‌توجهی که نشان‌دهنده «خروج از انجماد» باشد، رخ نداد. موجودی خانه‌ها افزایش یافت و به حدود ۱٫۶ میلیون واحد (معادل حدود ۴٫۸ ماه عرضه) رسید، اما این افزایش بیشتر به دلیل کاهش تقاضا بود تا رونق خرید.

ساخت‌وساز جدید هم ضعیف ماند. شروع ساخت مسکن در سپتامبر ۲۰۲۶ به نرخ سالانه ۱٫۲۲۱ میلیون واحد سقوط کرد که ۵٫۲ درصد کمتر از اوت و حدود ۷٫۴ درصد کمتر از سپتامبر ۲۰۲۵ بود. شروع ساخت خانه‌های تک‌خانواده به ۸۵۹ هزار واحد رسید که پایین‌ترین سطح در حدود یک سال بود.

مجوزهای ساخت نیز برای خانه‌های تک‌خانواده به ۸۴۵ هزار واحد کاهش یافت که از پایین‌ترین سطوح چند سال اخیر بود. نرخ‌های بالای وام مسکن (که اغلب بالای ۷ درصد ماند) قدرت خرید را محدود کرد و پیش‌بینی بسنت از رونق سریع را باطل کرد. بازار مسکن تا پاییز ۲۰۲۶ همچنان در وضعیت رکود نسبی یا انجماد باقی ماند.

نرخ غلط بنزین

یک پیش‌بینی اشتباه دیگر وزیر متوهم و همجنس‌باز ترامپ این بود که او روز ۵ آوریل ۲۰۲۶ در یک کنفرانس خبری در کاخ سفید گفت خوش‌بین است که «بین ۲۰ ژوئن تا ۲۰ سپتامبر بتوانیم دوباره بنزین ۳ دلاری داشته باشیم.» او این موضوع را به پیشرفت مذاکرات پایان درگیری با ایران و بازگشایی تنگه هرمز وابسته کرد و گفت تولیدکنندگان خاورمیانه می‌توانند ظرف یک هفته تولید را از سر بگیرند. در آن زمان قیمت میانگین ملی حدود ۴٫۱۰ تا ۴٫۱۲ دلار در هر گالن بود.

این پیش‌بینی او هم محقق نشد و ادامه درگیری‌ها و اختلالات در عرضه جهانی نفت باعث جهش قیمت‌ها شد. طبق داده‌های انجمن خودروسازان آمریکا میانگیk قیمت بنزین معمولی در مقاطعی از مه و ژوئن ۲۰۲۶ به بالای ۴٫۵۰ دلار رسید.

حتی در پاییز ۲۰۲۶، قیمت‌ها همچنان بالا ماند: در ۱۹ اکتبر حدود ۴٫۲۸ تا ۴٫۲۹ دلار، و در هفته‌های پایانی اکتبر حول ۴٫۲۴ تا ۴٫۴۲ دلار نوسان داشت. میانگین سال ۲۰۲۶ تا آن زمان حدود ۳٫۸۶ دلار بود که به‌طور قابل‌توجهی بالاتر از ۳ دلار پیش‌بینی‌شده توسط بسنت بود.

قیمت‌ها نسبت به اوایل ۲۰۲۵ (حول ۳٫۱۰ تا ۳٫۱۵ دلار در زمان تحلیف ترامپ) افزایش چشمگیری داشت و شوک انرژی ناشی از جنگ با ایران مانع از بازگشت سریع قیمت‌ها به سطوح پایین شد. بسنت بعداً کاهش قیمت‌ها را به پایان درگیری مشروط کرد، اما در بازه زمانی اعلام‌شده (تابستان ۲۰۲۶) قیمت‌ها نه تنها به ۳ دلار نرسیدند، بلکه اغلب بالای ۴ دلار ماندند.

پیش‌بینی نادرست تورم

بسنت بارها، از جمله در فوریه و مارس ۲۰۲۵، گفت با مقررات‌زدایی، افزایش تولید انرژی و تمدید کاهش مالیات‌ها، تورم می‌تواند «سریع» به هدف ۲ درصدی فدرال رزرو بازگردد. او در مصاحبه‌ها ادعا کرد سیاست‌های جدید ظرف ۶ تا ۱۲ ماه تورم را کنترل می‌کند. شاخص ترجیحی فدرال رزرو در ژانویه ۲۰۲۵ حدود ۲٫۶ درصد بود.

این پیش‌بینی وزیر ترامپ هم اشتباه از آب درآمد زیرا شاخص قیمت مصرف‌کننده (CPI) در سپتامبر ۲۰۲۶ به ۳٫۷ درصد سالانه رسید و با جهش ماهانه ۰٫۶ درصدی که عمدتاً تحت تأثیر انرژی بود. تورم به حدود ۲٫۶ تا ۳٫۱ درصد رسید.

در نهایت، مرور پیوسته این مجموعه از خطاهای محاسباتی از توهم انفجار چاه‌های نفت و ضرب‌الاجل‌های دو هفته‌ای برای فروپاشی ایران گرفته تا تحلیل‌های اقتصادی کاملاً غلط و ایدئولوژیک در حوزه مدیریت مالی داخلی آمریکا پرده از این حقیقت برمی‌دارد که اسکات بسنت فراتر از یک مقام اجرایی، در گیرودار یک خودفریبی سیستماتیک قرار دارد.

کارنامه و عملکرد او گواهی می‌دهد که تکیه بر تحلیل‌های فردی فاقد پشتوانه علمی و متکی بر اغراض سیاسی، چگونه می‌تواند عیار اعتبار یک نهاد کلیدی مالی را تنزل دهد؛ روندی که ثابت می‌کند ادعاهای او بیش از آنکه بازتاب‌دهنده واقعیت‌های عینی میدان باشند، محصول خطای دیدِ یک ذهن ایدئولوژیک و کارنابلد است.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

نظرات

  • انتشار یافته: 2
  • در انتظار بررسی: 0
  • محسن IR ۱۴:۳۳ - ۱۴۰۵/۰۸/۰۵
    1 0
    جنایت کاران اپستین و قاتلان رهبر و فرماندهان و کودکان ما راهی جز تسلیم و ذلت و پرداخت همه خسارات ندارند. و خودشون عرب های بی مغزخلیج و دیگر همراهانشون.
  • IR ۱۵:۰۳ - ۱۴۰۵/۰۸/۰۵
    1 0
    در میان هیات حاکمه امریکا این بسنت آشغال ترین و حرامی ترین است.

این مطالب را از دست ندهید....

فیلم برگزیده

برگزیده ورزشی

برگزیده عکس